يكي از حلقه هاي مفقوده در منابع طبيعي نقش و مشاركت مردم است كه تهادينه نشده است. براي اينكه بتوانيم مردم را در فرآيند توسعه و حفاظت از منابع طبيعي همراه كنيم بايد رضايت طرفين را در وهله اول مد نظر قراردهيم. بسياري از مشكلات منابع طبيعي منشاء اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دارد... اين جملات بخشي از گفت وگوي پايگاه اطلاع رساني سازمان جنگل ها با مهندس خداكرم جلالي معاون وزير جهاد كشاورزي و رييس سازمان جنگل ها،مرتع و آبخيزداري كشور است. متن كامل اين گفت و گو در ادامه مي آيد:
آقاي مهندس! شما يك دوره در سازمان جنگل ها حضور داشتيد و اكنون زمان ديگري را تجربه مي كنيد، فكر مي كنيد نسبت به دوره قبل چه تغييراتي در مديريت منابع طبيعي ايجاد شده است؟
اين كار نياز به بررسي و ارزيابي دقيق دارد تا بشود پاسخ آن را در زمينه هاي مختلف داد. اما در موضوع نيروي انساني كه سرمايه اصلي سازمان محسوب مي شود نسبت به قبل 40 درصد كاهش داشته است كه اين نيروها بخش اعظمش كارشناس بودند كه يا بازنشست شدند و يا بازخريد كه بعد ها جايگزين هم نداشتند.
در زمينه امكانات هم چيز خاصي به بدنه سازمان تزريق نشده است. ماشين آلات همه فرسوده شده اند و بلحاظ بودجه با توجه به نرخ تورم محدوديت هاي زيادي ايجاد شده است بطوري كه امسال تنها 30درصد تخصيص اعتبار داشته ايم كه با توجه به وضع موجود اگر اين اعتبارات بصورت كامل به سازمان جنگل ها تعلق مي گرفت، 50 درصد اعتبارات 8 سال پيش مي شد. الان هم كه وضعيت معلوم است. درخواست هاي مردمي فوق العاده زياد شده است، مثل 8 سال قبل اين همه متقاضي در منابع طبيعي نداشتيم، برخي از استان ها به ما اعلام مي كنند كه بيش از 50 درصد عرصه هاي منابع طبيعي براي اجراي طرح هاي مختلف متقاضي دارند كه نيازمند نظارت و ارزيابي بيشتر است. بايد بگويم با اين حجم تقاضاي مردمي كار مديريت براي توسعه فضاي سبز و احياي منابع طبيعي با چالش هاي زيادي مواجه است.
براي رسيدن به توسعه پايدار در منابع طبيعي، نقش و مشاركت مردم چقدر مي تواند كارگشا باشد؟
يكي از حلقه هاي مفقوده در منابع طبيعي نقش و مشاركت مردم است كه تهادينه نشده است. مشاركت بايد تعريف خاصي داشته باشد، چرا كه از يك قاعده و اصول مشخصي پيروي مي كند كه بايد درعرصه هاي مختلف رعايت شود. براي اينكه بتوانيم مردم را در فرآيند توسعه و حفاظت از منابع طبيعي همراه كنيم بايد رضايت طرفين را در وهله اول مد نظر قراردهيم. بسياري از مشكلات منابع طبيعي منشاء اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دارد. بايد براي هر كدام از اينها مدل ارائه كرد. نمي شود براي همه مردم يك نسخه تجويز كرد. فرهنگ هر استاني با استان هاي ديگر متفاوت است. افراد بهره بردار و مورد نظر دربرنامه هاي مشاركتي بايد باورهاي لازم را داشته باشند، اگر اين گونه باشد مي تواند پايداري لازم اتفاق بيفتد.
قبول داريد در برنامه توسعه اي توجه لازم به جامع نگري و آينده نگري در مديريت منابع نشده است؟
در موضوع آب ، خاك و پوشش گياهي توجهات لازم انجام نشده است و اين غفلت سبب شده است كه طبيعت توازن زيست محيطي خود را ازدست بدهد و نتيجه اش اين شد كه امروز با خشك شدن درياچه اروميه، هامون و زاينده رود مواجه هستيم و با بيلان منفي 9 ميليون مترمكعب آب روبرو شده ايم. همه تلاش ما بايد اين باشد كه در بخش كشاورزي و منابع طبيعي اثرگذار باشيم تا اوضاع از آنچه كه هست بدتر نشود. اكنون براي مقابله با اين چالش ها رويكرد هاي خوبي در حوزه كشاورزي ايجاد شده است و بدنه اصلي وزارت از تمامي زير بخش ها در حوزه زراعت ، دامداري و باغداري به همكاري دعوت كرده و اميدواريم كه مشكلات تقليل پيدا كند.
فكر نمي كنيد بخشي از مشكلاتي كه دامنگير منابع طبيعي است ناشي از مشكلاتي باشد كه در ديگر بخش هاي كشاورزي وجود دارد؟
با ديدگاهي كه در وزير جهاد كشاورزي وجود دارد اميدواريم كه مشكلات در حوزه منابع طبيعي كمتر شود. وزير گفتند اينكه در زراعت به سمت توسعه كشاورزي برويم و زمين كشاورزي را افزايش دهيم ما را به جايي نمي رساند بلكه بايد دامداري ها را به صورت صنعتي توسعه دهيم تا فشار كمتري بر مراتع كشور وارد شود. در حوزه منابع طبيعي بايد جامع نگري در مديريت لحاظ شود به گونه اي كه اقدامات سازمان در راستاي مديريت جامع حوزه آبخيز باشد و بتواند فعاليت هاي ما را در جهت تعادل اكوسيستم هدايت كند. هرگونه دخالت ما در طبيعت چه در زمينه جنگلداري و مرتعداري بايد در راستاي ايجاد تعادل در اكوسيستم باشد. سازمان براي اكثر طرح هاي خود ناظرعالي قرار داده است تا ميزان كارهاي انجام شده را نظارت و ارزيابي كند.
در سند چشم انداز چه افق هايي براي آينده منابع طبيعي و محيط زيست كشور ترسيم شده است؟
اهدافي كه در سند چشم انداز متصور است، داشتن محيط زيست مطلوب است و شاخص هايي نظير آب و خاك و پوشش گياهي بايد متناسب با برنامه باشد. متاسفانه عملكرد ها جالب نيست، گزارشي كه« اي پي اي» تهيه كرده از رتبه 53 در جهان به 114رسيديم و سرانه گازكربنيك از 8/4تن به 3/7تن رسيده و عملكرد منفي 50 را داريم. استفاده از منابع آب منفي 4/48درصد است و ذرات معلق در هوا نشانده دهنده اين است كه محيط زيست بسوي تخريب پيش مي رود. سرانه جنگل و فضاي سبز با توجه به افزايش جمعيت زياد نشده بلكه كاهش را نشان مي دهد. در مراتع با بهره برداري خارج از توان اكولوژيكي، تغييرات كيفي انجام نشده بلكه مراتع درجه يك به درجه 2و3 تبديل شده است. در اين زمان باقي مانده تا سال 1404 هم سازمان جنگل ها و هم سازمان حفاظت محيط زيست مسئوليت سنگيني را بر عهده دارند تا بتوانند با اصلاح اقدامات بسياري از اين شاخص ها را ارتقا دهند.
آقاي مهندس جلالي! سازمان جنگل ها به لحاظ تشكيلاتي زير مجموعه وزارت جهاد كشاورزي است، قكر نمي كنيد بسياري از فعاليت هاي اين سازمان مغاير با سياست هاي حاكم بر وزارتخانه باشد و منابع طبيعي را از اهدافي كه دارد دورنمايد؟ آيا اگر منابع طبيعي به وزارت خانه تبديل شود و يا با سازمان حفاظت محيط زيست ادغام شود وضعيت از آنچه كه هست بهتر مي شود؟
جايگاه منابع طبيعي با توجه به اتصالي كه با وزارت جهاد كشاورزي دارد و رويكردي كه اكنون در بدنه وزارت حاكم است محاسني براي منابع طبيعي دارد به طوري كه در بخش زراعت، باغباني و دامداري هماهنگي هاي خوبي ايجاد شده است. چناچه در قبل هم اشاره شد در بحث كاهش فشار بر مراتع كشور ديدگاه حاضر اين است كه دامداري هاي سنتي را به صورت صنعتي توسعه دهيم تا فشار كمتري بر مراتع كشور وارد شود. از طرفي ديگر چون يك معاونتي از يك وزارت خانه هستيم ممكن است محدوديت هايي وجود داشته باشد البته بايد ديد اگر سازمان جنگل ها از نظر تشكيلاتي به وزارت منابع طبيعي تبديل شود آيا آن كارايي لازم را خواهد داشت يا خير، معلوم نيست. از طرفي اگر سازمان حفاظت محيط زيست گرفتار اجرا شود كارآمدي نظارتي خود را از دست مي دهد و اين ادغام براي منابع طبيعي هم همين مشكلات را به همراه خواهد داشت. محيط زيست اگر در گذشته شاخص هاي آمايش را پايش مي كرد بايد بيشترين حمايت را از منابع طبيعي مي داشت. چالش هايي كه الان وجود دارد اين است كه هيچ يك از سازمان ها وظايف خود را به خوبي انجام نداده اند.
برنامه هاي سازمان جنگل ها براي پيشبرد سياست ها و اهداف منابع طبيعي تا چه ميزان با بخش تحقيقات و مراكز علمي عجين شده است؟
بين بخش اجرا و مراكز تحقيقاتي آن هماهنگي هاي لازم وجود ندارد. موسسات آموزشي و تحقيقاتي بيشتر به صورت انتزاعي عمل مي كنند و اين از نواقص كار است كه ناكارآمدي ايجاد مي كند. درسال هاي 77 تا 80 كه در شيلات مسئوليت داشتم تحقيقات در كنار اجرا بود، مشكلات ما را پايش و چاره انديشي مي كرد و تجربه خوبي دست داده بود. نظام هاي تحقيقاتي و آموزشي بايد با بخش اجرا تنيده شده باشد. متاسفانه نرخ بيكاري در فارغ التحصيلان كشاورزي و منابع طبيعي 65درصد است، و اين همه سرمايه هاي جواني و عمر است كه متاسفانه هدر مي رود. اينها چالش هاي عمده نظام هاي آموزشي و پژوهشي است كه دانش اموختگان آموزش هاي لازم را نديده اند تا بتوانند خودشان توليد كار و شغل كنند. اينها از پيامدهاي غم انگيز نظام آموزشي است. ما تاكنون براي خشكيدگي بلوط چندين تحقيق انجام داديم اما نتايجش چقدر توانسته است به ما كمك كند. نتيجه تحقيقات يك مدل مشخص براي برون رفت از وضعيت موجود درجنگل هاي بلوط نداشته است البته انتظار نداريم نتيجه يك تحقيق بتواند مشكلات ما را به طور كلي حل كند چون ما هم در بخش اجرا با مشكل مديريتي مواجه هستيم اگر در تلفيق اين پروژه ها بازمهندسي صورت نگيرد اين دور تسلسل بين اجرا و اموزش وجود خواهد داشت.
قانون جامع منابع طبيعي چقدر مي تواند براي اجراي سياست ها و برنامه هاي منابع طبيعي كارساز باشد؟
در سال جاري چندين بار درباره قانون جامع بحث شده است، مراحلي داشته كه در مجلس گذرانده شده و سپس پس گرفته شد، فعلاً اين قانون مسكوت مانده است. خود كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي مجلس شوراي اسلامي به اين نتيجه رسيده است كه منابع طبيعي براي پيشبرد اهداف خود نيازمند قانون جامع است كه كشور را براي رسيدن به اهداف زيست محيطي ياري كند.الان در زمينه فرهنگ سازي و بازدارندگي از تخريب و تصرفات، سازمان جنگل ها نيازمند فانون قوي و مناسب است تا منابع طبيعي به عنوان يك مسئله اولويت دار در جامعه ديده شود. ما چيزي بالاتر از قانون نداريم ، جايگاه هركدام از مسئوليت ها براي توجه به منابع طبيعي و سرمايه عظيم ملي بايد در متن قانون ديده شود تا تعادلي كه دربخش محيط زيست مدنظر است، اتفاق بيفتد.
جناب مهندس جلالي، با توجه به وضع موجود چه تمهيداتي براي تحول گرا بودن سازمان انديشيده ايد؟
بايد خودمان را بسنجيم كه مي توانيم از اين مسئوليت سنگين كه برعهده گرفتيم بربياييم يا نه! سرمايه انساني براي تحول گرا بودن بسيار ضروري است. اين دانش و فناوري است كه به سازمان ارتقا مي بخشد و اين دانش حاصل انسان است ويكي از ابزارهاي قوي براي رسيدن به جايگاه مناسب توجه به نيروي انساني است. در اين راستا به اين نتيجه رسيديم كه شوراي عالي سازمان را بايد تقويت كنيم تا نيازهاي علمي و فني سازمان را به كمك مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي بياورد و براي رسيدن به جايگاه تحول گرايي نيازمند سازمان هاي بين المللي و صاحب نظران خارج از سازمان هستيم.
هفته منابع طبيعي در پيش است، پوستر هفته چاپ و رونمايي شده است به نظر مي رسد شعار خوبي بريا امسال انتخاب شده است« منابع طبيعي با مردم براي مردم» اين طور نيست؟
دوران شعار دادن به سر آمده است. بايد تلاش كنيم در سطح گسترده مدل تعريف كنيم. شعار بامردم براي مردم يعني چه؟ اگر در حد شعار باقي بماند به اهدافمان در منابع طبيعي نمي رسيم. مردم به ما خواهند گفت سهم ما را بدهيد ما برويم. بايد مدل مشخص كنيم كه چه هدفي از سر دادن اين شعار داريم و بايد ضابطه تعريف كنيم كه منابع طبيعي براي پايدار شدن و پايدار ماندن نيازمند حفاظت و صيانت است. اگر ضوابطي ايجاد شود مثلاً عرصه ها براي گياهان دارويي زير كشت برود و منافع و سهم مردم در اين طرح مشخص و معلوم باشد خود مردم اجازه نخواهند داد دام بي رويه در مراتع چرا كند. از روابط عمومي انتظار مي رود اين شعار را پايش نمايد كه در حوزه هاي مختلف مرتع، جنگل، بيابان و آبخيزداري چقدر توانسته است نقش مردم در تحقق اين شعار مصداق پيدا كند.